على محمدى خراسانى

475

شرح منطق مظفر (فارسى)

اين تصوير در همين‌حال با آن‌كه كاذب و دروغ مىنمايد صادق و راست است و تمام نكته در همين‌جا است كه شگفتى شما را برمىانگيزد كه چگونه صدق و كذب يك‌جا جمع شده‌اند . در اينجا شخص تصوير گرد و هدف و مراد دارد : 1 . مراد واقعى و جدّى ؛ 2 . مراد ظاهرى و استعمالى . صدق مربوط به مراد جدّى و كذب مربوط به مراد استعمالى است . براى توضيح بيشتر همان مثال صورت كاريكاتورى را قدرى باز مىكنيم ، گاهى شخص مصوّر و نقاش با هنرمندى و چيره‌دستى هرچه تمام‌تر به آن صورت لباسى مىپوشاند و آن را در قالبى نشان مىدهد كه حاكى از خشم و غضب يا كبرياء و بزرگ‌بينى باشد و چهره‌اى بسيار خشمگين يا متكبّر از او عرضه مىكند درحالىكه شخص صاحب صورت در خارج اين اندازه عبوس و ناراحت نيست ( يا اين اندازه دماغ بزرگ ندارد ، اين اندازه دهان گنده و دندانهاى ناهنجار و . . . ندارد ) ولى در واقع داراى حالت روحى غضب و تكبر مىباشد در اينجا اين تصوير به لحاظ مراد استعمالى و ظاهرى ، كذب است چون با واقع منطبق نيست يعنى فلان شخص در خارج اين اندازه چين‌وچروك پيشانى ندارد ، عبوس نيست و . . . ولى به لحاظ مراد جدّى و واقعى كه هدف نقش هنرمند بيان حالت عصبانيّت و خشم صاحب صورت است كه در خارج آدمى است حريص ، عبوس ، متكبر و . . . و واقعا اين صفات را دارد ، صدق است . در واقع اين تصوير كنايه از آن واقعيّت است و در باب كنايه ، خود معناى كنايى و مكنّى بها ملاحظه نمىشود بلكه مكنّى عنها مدّنظر است . مثلا در عربى براى بيان جود و سخاوت شخصى اين مثالها به كار مىرود : زيد جبان الكلب ، زيد مهزول الفصيل ، زيد كثير الرمّاد در اينجا منظور اصلى معانى خود اين كلمات نيست ، تا اگر در منزل زيد سگى نبود يا بود ولى ترسو نبود يا بچه شترى نبود يا بود ولى لاغر نبود و يا خاكسترى نبود يا بود ولى زياد نبود ، فورا نتيجه بگيريم كه كلام كذب است ! خير منظور اصلى كنايه از جود است پس بايد آن صفت را ملاحظه كنيم ، اگر در واقع داراى جود و سخاوت بود اين تعبيرات صدق است ولو جبان الكلب نباشد ، مهزول الفصيل نباشد ، كثير الرماد نباشد چون‌كه با وسايل امروزى غذا طبخ مىكند و به مهمانان مىدهد و . . . پس منافاتى ندارد كه مراد استعمالى كذب